|
هومن تنها دلیل تپش قلبم
|
یه آپ بی مقدمه...یه آپ فوری...یه آپ که دل نویسنده اش پر از دلشوره اس...پر از نگرانیه...پر از ترسه...
میتونم پیش بینی کنم کسایی که آپو میخونن چه تصوری میکنن...حتماً میگن باز نشد این کژال آپ کنه و تو آپش خبری از نگرانی و غصه و غم نباشه
میتونم اینا رو ننویسمو در عوض مثل سال قبل یه آپ پر از عکس و خنده و گل و بادکنک بزارمو کلی نظرای قشنگ از شماها هدیه بگیرم...میتونم دو رو باشم...میتونم اما نمیخوام...
بهم این حقو بدین که بخوام با تنها دوستای زمینیم روراست باشم...یا دلمو خوش کنم که اینا حرف منو میفهمن...منو درک میکنن...برعکس تموم آدمای دورو برم...برخلاف تموم کسایی که اسم خودشونو گذاشتن دوست و مدام با حرفا و کاراشون عکسشو ثابت میکنن...
امشب که دارم مینویسم تولد هومنه...برخلاف سالای قبل اصلاً خوشحال نیستم امشب از خیلی کارام تعجب کردم...دلم از خیلی چیزا پر بود...اونقد که با یه بهونه ی الکی خرابی خودکارمو!!!بهونه کردمو بعدش کلی گریه!!!
تنهاییم به اوج رسیده...از یه بچه ی دوساله ام بهونه گیر تر شدم...راستش خودمم دیگه تحمل خودمو ندارم...تو این مدت اونقد اتفاقای سخت افتاد که دلم میخواد همش یه خواب بد باشه...تو نوشتن یا ننوشتن یه چیزی دودلم...یه حرفی که دلیل تموم ترس و دلشوره های منه...چیزی که ممکنه اشتباه باشه اما همین که حرفش پیش اومده منو میترسونه...تو این شب قشنگ میخوام یه اعتراف تلخ بکنم:
حس میکنم هومنو باختم...نه به کسی...به خودم...هیچی تو دنیا واسم دردآور تر از ثابت شدن این موضوع نیست...میخوام اشتباه کنم...میخوام حرفام غلط باشه...میخوام فکرام توهم باشن...اما هرچی سعی میکنم نمیتونم خودمو گول بزنم!شاید اینم یه دوره از زندگیم باشه...یه دوره ی ترس و افسردگی!شاید یه روزی بخاطر حرفای الانم کلی بخندم...ولی هیچ وقت رنجی که این روزا دارم میکشم و فراموش نمیکنم...میدونم نوشتن این حرفا تو وب طرفدارای کامران و هومن درست نیست...شاید شما هم سرزنشم کنین...که البته حق دارین...ولی من به امید کمک اینا رو نوشتم...من هنوز مثل قبل نه!بیشتر از قبل دوسش دارم ولی همش این نیست...دیگه به کسایی که باهاشن حسودیم نمیشه...انگار بعد از این همه سال فاصله مونو باور کردم...اینکه هیچ وقت نبوده و قرارم نیست باشه رو باور کردم...در عین عاشق بودن عقلم نه ولی منطقم سر جاش اومده!!!و یه طومار چندصد صفحه ای از تفاوتامون جلو روم گذاشته...!حسادت و امیدمو واسه نزدیک شدن بهش ازم گرفته...اگه با کسی که دوسش داره ببینمش به عکساش چش غره نمیرم!!!از این بزرگواری مسخره حالم بهم میخوره...من دلم میخواد با دیدن عکساش گریم بگیره...!!!
فقط امیدوارم این فکرا بخاطر چند ماه بی خبریم از هومن باشه...
میدونم این آپ اصلاً شبیه آپ تولد نبود...و میدونم این حقو ندارم که تو این روز قشنگ شما رو با حرفام ناراحت کنم...پس بی مقدمه و بدون هیچ حرفی درست مثل شروع شدنش آپو به آخر می برم...فقط برام دعا کنین...

بنام خدا
دوباره تولدت شد ولی من باز از تو دورم
تو سرت شلوغه امروز ولی من خیلی صبورم
دوباره تولدت شد آخ که چه سنگینه داغت...
همه اونجا محو و مستن...محو اون چشمای ماهت
دوباره تولدت شد...اتاقم چه تنگه امشب...
جشن اصلی مال دنیاس ...دل دنیا سنگه امشب!
دوباره تولدت شد بیا فوت کنیم دوتامون
تو شمعای روشن و من خرده ریز رویاهامون!
دوباره تولدت شد...دیگه بچه نیستم هامی...
لااقل اینو میفهمم تو فقط تو قصه هامی!...
دوباره تولدت شد دلمو دنیا شکسته
همه ی درارو رو من واسه بودن باتو بسته
دوباره تولدت شد خیلی ساله سرده دستام
نیستی و خبر نداری که چه سنگینه نفسهام
دوباره تولدت شد باز شکنجه و ترحم
باز فرارم از نگاه و پچ پچ حرفای مردم
دوباره تولدت شد خودمم میگم دیوونم!
واسه رسوایی تو عالم...آره دنبال بهونم
دوباره تولدت شد دوباره چشم انتظاری
با کی جشنتو بگیرم؟تو یا عکس یادگاری؟؟؟
دوباره تولدت شد چشام از خوشحالی خیسن
اما این دروغو حتی دستامم نمی نویسن!
دوباره تولدت شد کی میگه با عشق صبوریم؟
حتماً اون نمیدونه ما چقد از همدیگه دوریم...
دوباره تولدت شد چشم من خیره به ساعت...
واسه این عقربه ها هم بی تو بودن شده عادت
دوباره تولدت شد چی میدونی از اسیری؟
چی میدونی از عزیزی که بگه بمیر می میری...
توی دنیا همه میگن آسمون خونه ی ماهه
اما تو روی زمینی ...حرف اونا اشتباهه!
دوباره تولدت شد عشق من، ماه غریبم
کاش بدونی که نخورده متهم به جرم سیبم
حالا هم اسیر جایی که میگن جهانه اسمش
نمی دونم چطور اما کاشکی بشکنه طلسمش
آره باز تولدت شد خیلی وقته ناامیدم
میشنوم که بقیه میگن به ته جنون رسیدم
شاید این یه فکر خوبه واسه من که کوه دردم
گم میشم تو مه دنیا دیگه هم برنمیگردم...
دوباره تولدت شد سرتو به درد آوردم؟؟؟
نه تو نشنیدی وگرنه از پشیمونی می مردم
دور تو می چرخن امشب یه جهان ازنوروچشمک
دوباره تولدت شد...پس، تــــــولدت مبارک

